سه شنبه , ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱

رضایت زناشویی چیست؟

یکی از مهم ترین تعاریف مفهوم رضامندی زوجیت با رضایت زناشویی توسط “هاپکینز” انجام گرفته است. وی، رضایت زناشویی را چنین تعریف می کند: «رضایت زناشویی یا رضامندی زوجیت ، احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر در مواقعی است که تمامی جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند.» رضایت یک متغیر نگرشی است و بنابراین خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود و طبق تعریف فوق رضایت زناشویی در واقع، نگرش مثبت و لذت بخشی است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی خود دارند و نارضایتی زناشویی در واقع نگرش منفی و ناخشنودی است که از جنبه های مختلف روابط زناشویی وجود دارد. اساسأ، اگر رضامندی زوجیت حاصل مبادله رفتارهای پاداش بخش باشد، عدم رضامندی فقط هنگامی خواهد بود که دو شریک از چیزی رنج برند (پیامانی، ۱۳۹۲). به اعتقاد اولسون و همکاران (۱۹۸۹)، سه زمینه کلی رضایت زناشویی یا رضامندی زوجیت که با یکدیگر تعامل داشته و وابسته به یکدیگرند، عبارت اند از: رضایت افراد از ازدواجشان، رضایت از زندگی زناشویی و رضایت از زندگی به طور کلی. اولسون رضایت افراد از ازدواجشان را زمینه ساز هسته اصلی رضایت از زندگی می داند و به عبارتی می توان گفت که سلامت جامعه و خانواده در گرو رضایت افراد از ازدواجشان است. راف (۱۹۹۵) به نقل از گودرزی نیز برای تعاریف رضایت زناشویی چندین جنبه را در نظر می گیرد ولی رضایت زناشویی را به طور کلی در احساسات مثبت دوست داشتن، رضایت جنسی، توافق در خصوص دخل و خرج، خانه داری و تربیت کودکان می داند (همان منبع). در طول زندگی مشترک، متغیرهای گوناگونی بر نحوه ارتباط زوجین با یکدیگر تأثیرگذار است و این متغیرها که رضایت یا عدم رضایت زن و شوهر از روابط زناشویی را به همراه دارند، عبارت اند از: رفتارهای ارتباطی و اجتماعی، رضایت زناشویی، مطلوب اندیشی همسران، روش حل مسأله، امور مالی، رفتارهای شخصی، فعالیت های اقتصادی، احساس و رفتار مذهبی، روش فرزندپروری، اوقات فراغت و تعامل احساسی (کلامی و بصری) و تولد کودک(گریف، ۲۰۰۰ ترجمه رضائیان، ۱۳۹۱).

در پژوهشی که قلی زاده و همکاران (۱۳۹۰) بر روی ۱۶۰ نفر افراد متاهل شهر تبریز (۸۰ نفر زن و ۸۰ نفر مرد) انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که رابطه معناداری بین ویژگی های شخصیت و رضایت زناشویی وجود دارد. همچنین از بین ابعاد شخصیت روان رنجور خویی و پذیرا بودن، به ترتیب سهم بیشتری در پیش بینی متغیر رضایت زناشویی داشتند. در پژوهشی که امان الهی و همکاران (۱۳۸۸) بر روی ۲۰۰ نفر کارکنان زن متاهل اداره های دولتی شهر اهواز انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که سبک دلبستگی ایمن، سبک های عشق اروس، استورگ، پراگما و اگیپ با رضایت زناشویی رابطه مثبت دارند. سبک های دلبستگی پریشان و گسسته و سبک های عشق لودوس و مانیا با رضایت زناشویی رابطه منفی دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین سبک دلبستگی گسسته و سبک های عشق اروس، مانیا و پراگما پیش بینی کننده معناداری برای رضایت زناشویی هستند. در پژوهشی که موسوی و فرزاد (۱۳۷۸) در این زمینه انجام دادند، این عوامل عبارت بودند از: همسو بودن در عقاید و باورهای مذهبی، سنت ها، آداب و رسوم اجتماعی و فرهنگ، عوامل جسمانی و هیأت ظاهر، تفاهم فکری (عقاید، باورها و ارزشها) امکانات اقتصادی و ارضای جسمانی و روانی طرفین و … . همچنین در پژوهشی دیگر – کاسلو و رابینسون (۱۹۹۶) برای یافتن عناصر اصلی رضایت زناشویی بلندمدت با زوجین که بیش از ۲۵ سال از ازدواج آنها می گذشت، ده عامل که شامل: عشق، اعتماد دوطرفه، احترام متقابل، حمایت متقابل، عقاید و باورهای مشابه، صداقت، بده بستان متقابل، فلسفه زندگی یکسان، لذت بردن از یک چیز و علائق یکسان بودن را نشان دادند. بنا به نظر گاتمن نیز زوج های رضایت مند، تفکرات و در نتیجه تعاملات مثبت بیشتری دارند و ثبات زناشویی زمانی بیشتر است که نسبت رفتارهای مثبت به منفی کمتر از یک به پنج باشد (پارکر، ۲۰۰۲). شئریوسکا و همکاران (۲۰۱۳) در پژوهشی زوج های متاهل آمریکایی کره ای تبار و شرق اروپا آمریکا بررسی کردند. نتایج نشان میدهد که اوقات فراغت به آنها اجازه توسعه منافع مشترک و فرصت های ارائه شده برای ارتباطات سالم و صرف وقت با کیفیت با یکدیگر را می دهد و هر چه میزان سبک های ارتباطی بهتر باشد، رضایت زناشویی بیشتر است. در پژوهشی گلستانی و همکاران (۲۰۱۲)، که در زمینه رابطه رضایت مندی زناشویی و صفات شخصیتی بر روی صد نفر از زنان متاهل در بندرعباس انجام دادند، نشان داد که، هر یک از اجزای شخصیت با رضایت زناشویی رابطه معنی دار دارد. ژانک و همکاران (۲۰۱۲)، عوامل رضایت مندی زوجیت را در پنج شهر در چین بررسی کردند. نتایج نشان داد که اشتغال زنان متاهل به همسران کمک اقتصادی به خانواده می کند. همچنین درآمد همسران نسبت به درآمد خانوار با رضایت زناشویی همراه است. و سالیوان و سویبل (۱۹۹۵) در پژوهشی که به بررسی رابطه بین انتظارات زوجین و سطوح تفکرات غیرمنطقی و رضایت آنها از روابط زناشویی پرداختند، نشان دادند که عدم رضایت از زندگی فعلی با سطوح تفکرات غیرمنطقی و انتظارات آنها رابطه دارد. متأسفانه در جامعه امروزی بنا به دلایلی از جمله گذر از سنت به مدرنیته، تغییر نظام خانواده ها، فشارهای شغلی و اجتماعی و اقتصادی، سست شدن روابط عاطفی، ارتباطی و …، مشکلات و تعارض های خانوادگی به خصوص در روابط زناشویی افزایش چشمگیری یافته است و زوجین رضایت کمتری را از زندگی مشترک خود احساس می کنند. نیازسنجی و بررسی موانع، مشکلات و مددرسانی به این خانواده ها از وظایف خطیر روان سنجها و روانشناسان مجرب و کارآزموده است تا با ارزیابی، شناسایی، آموزش و درمان در زمینه نابسامانی های خانواده، جامعه را نیز از دام خطرهای ناشی از هم گسیختگی، طلاق، اعتیاد، آسیب های روانی و … رهایی بخشند.

با توجه به مطالب فوق، بررسی هر یک از عوامل نارضایتی، ناسازگاری و موانع در روابط زوجین مستلزم مطالعات و تحقیقات وسیع و گسترده ای است. همانطور که برای اندازه گیری هر متغیری نیازمند ابزاری دقیق و معتبر هستیم، برای سنجش و ارزیابی رضایت مندی زناشویی، و عوامل حاکم بر روابط بهینه زوجین نیز متخصصان علم روانسنجی ابزارهایی را در جوامع مختلف تهیه و تدوین کرده اند تا از طریق سنجش، مشکلات زوجین را شناسایی کرده و راه حلی برای آن بیابند. شماری از این ابزارها عبارتند از: مقیاس سازگاری زناشویی (کانزاس، شوم و همکاران، ۱۹۸۰) و شاخص کیفیت زناشویی (فورتن، ۱۹۸۳)، دارای ۲ ماده از جمله ابزارهای کوتاه در این زمینه هستند. مقیاس سازگار زوجی (اساتیر، ۱۹۷۶)، دارای ۲۲ ماده و مقیاس رضایت زناشویی اینریچ (فرم بلند، ۱۲۵ و فرم کوتاه ۴۷ ماده ای) از جمله ابزارهای نسبتا بلند در این زمینه می باشد (یونسی، بهرامی، ۱۳۸۸).

مطلب پیشنهادی

انگیزش تحصیلی چیست

انگیزش تحصیلی چیست؟

مربیان، معلمان و والدین انگیزش را به عنوان کلید عملکرد آموزشی موفقیت آمیز به حساب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 3 =