تفکر انتقادی و ابزارهای سنجش آن

تعریف تفکر انتقادی

برای تفکر انتقادی تعاریف زیادی ارائه شده است. شورای ملی توسعه تفکر انتقادی(۱۹۹۶) آن را فرایندی نظامدار و عقلانی می داند که در طی آن، فرد به طور فعال و متبحرانه به مفهوم سازی، کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی اطلاعات گردآوری شده یا تولید شده می پردازد و از طریق مشاهده، تجربه، تامل و اتدلال به سمت باور و عمل پیش می رود(سانه ۲۰۰۴). انیس تفکر انتقادی را تفکر مستدل و تیزبینانه درباره اینکه چه چیزی را باور کنیم و چه اعمالی را انجام دهیم، تعریف کرده است و یا وولفولک(۲۰۰۱) آن را ارزیابی تصمیمات از راه وارسی منطقی و منظم مسائل، شواهد و راه حل ها تعریف کرده است. بر این اساس، مهارت های تفکر انتقادی به هر نوع توانایی فکری یا رفتاری که بتوان یاد گرفت، یا اعمال ذهنی ای مثل پرسش گری، طبقه بندی،ترکیب، مقایسه، تشخیص سوگیری ها، استقراء، قیاس و استنتاج گفته می شود(گریتن، دام و ولمام، ۲۰۰۴) یکی از الزارهای مهم در سنجش تفکر انتقادی، پرسشنامه تفکر انتقادی واتسون-گلیزر می باشد.

مایرز(۱۹۸۶) نگرش های کلی لازم برای تفکر انتقادی را به دو دسته شناختی و عاطفی تقسیم می کند. به عبارت دیگر، وجود مهارتهای شناختی تفکر انتقادی به تنهایی برای تبدیل شدن به یک متفکر منتقد کافی نیست؛ بلکه لازم است که فرد از روحیه و منش انتقادی نیز برخوردار باشد. بنابراین می توان برای تفکر انتقادی هم ابعاد شناختی در نظر گرفته و هم ابعاد عاطفی. بسیاری بر این باورند که توانایی تفکر انتقادی از عوامل کلیدی زندگی موفقیت آمیز و شرط لازم برای اعمال استقلال فردی است. به همین دلیل، منطق انتقادی از مهمترین ارزش های فکری در جوامع توسعه یافته تلقی می شود. بنابراین ضروری است که تربیت متفکران انتقادی از اهداف مهم نظام آموزشی معاصر باشد(مک گراث، ۱۹۹۹). می یر(۱۹۹۴) در بیان ویژگی متفکران انتقادی اظهار می دارد که : آنها افرادی شک گرا، دارای ذهنی باز، اندیشمند، ارزش گرا، متوجه وضوح و دقت مطالب و نقطه نظرها، فعال، پرسشگر و تحلیل گرند. دیدگاه خودمحورانه نسبت به دنیا ندارند . برای شنیدن دیدگاه و چشم اندازهای جدید آمادگی دارند و در مقابل دستکاری و جاذبه های غیر عقلانی مقاومت و از قضاوتهای ناگهانی اجتناب می کنند.

مقدمات ساخت آزمون تفکر انتقادی واتسون-گلیزر در اوایل قرن بیستم توسط گودوین واتسون(۱۹۲۵) و ادوارد گلیزر(۱۹۳۷) فراهم شد. هدف واتسون و گلیزر ادغام جنبه های نظری تفکر انتقادی با شاخص های عملی بود که بتواند در محیط های سازمانی مورد استفاده قرار گیرد. آزمون تفکر انتقادی واتسون-گلیزر فرم بریتانیایی متشکل از پنج بخش است که هر کدام نیازمند کابرد مهارت استدلال تحلیلی است. طی آزمون این مهارت ها بایستی به کار برده شوند. محتوای سوالات نوعا از روزنامه ها، مجلات و مواد رسانه ای است و شامل مطالب و اظهار نظرهایی است که نبایستی بدون سوال و یا بدون درجه ای از ارزشیابی انتقادی پذیرفته شوند. پنج خرده آزمون اصلی این آزمون عبارتند از:

استنباط: نتیجه ای است که فرد از پدیده های به وقوع پیوسته به دست می آورد. مثلا اگر چراغ های خانه ای روشن باشد و از داخل خانه صدای موسیقی شنیده شود، شخص می تواند استنباط کند احتمالا کسی در خانه است.البته این استنباط می تواند درست یا نادرست باشد، مثلا ممکن است اهل خانه هنگام بیرون رفتن چراغ ها و رادیو را خاموش نکرده باشند. استنباط توانایی تشخیص داده های درست از نادرست از میان اطلاعات داده شده می باشد(واتسون و گلیزر، ۲۰۰۲)

شناسایی مفروضات: مفروض عبارتی است که از پیش در نظرگرفته می شود، بدیهی فرض شده و یا برای پذیرفته شدن پیشنهاد می گردد. وقتی می گویید من در مرداد ماه فارغ التحصیل خواهم شد، فرض می کنید تا مرداد ماه زنده خواهید بود و یا دانشکده فارغ التحصیلی شما را در مرداد ماه اعلام خواهد کرد. مواردی از این قبیل، شناسایی مفروضات در حقیقت توانایی تشخیص مفروضات پیشنهادی از عبارات بیانی می باشد(واتسون و گلیزر، ۱۹۹۱).

قیاس(استنتاج): تعیین این که آیا نتایج معینی ضرورتا از اطلاعات در عبارات یا قضایای معینی ناشی می شوند، در استنتاج توانایی تفکیک مقدمات و داده ها از نتیجه کلی حائز اهیمت است(واتسون و گلیزر، ۱۹۸۰).

تعبیر و تفسیر: توانایی پردازش اطلاعات و تعیین اعتبار آنها می باشد. در این فرآیند بایستی قضاوت شود که آیا نتایج به طور منطقی از داده ها و مقدمه های خود گرفته شده است یا خیر. بنابراین در تعبیر و تفسیر استنتاجی صورت نمی گیرد بلکه نتایج در دسترس ما می باشد و موضوع مهم این است که داده ها و مقدمه ها مورد تجزیه  و تحلیل قرار بگیرند و برآورد شود که آیا نتاج گرفته شده از آنها درست است یا نادرست(واتسون و گلیزر، ۲۰۰۲).

ارزشیابی استدلال های منطقی: در موارد مهم تصمیم گیری درباره انتخاب استدلال های قوی و ضعیف، مطلوبتر آن است که بتوانیم استدلال های قوی و ضعیف را تشخیص دهیم. یک استدلال منطقی وقتی قوی است که هم مهم و هم در ارتباط مستقیم با سوال باشد و یک استدلال وقتی ضعیف است که مستقیما در ارتباط با سوال نباشد و حتی اگر از اهمیت زیادی برخوردار باشد یا کم اهمیت باشد یا تنها جنبه های عملی و کم اهمیت سوال در ارتباط باشد(واتسون و گلیزر، ۱۹۹۱).

جهت مشاهده و دانلود پرسشنامه تفکر انتقادی واتسون – گلیزر اینجا کلیک کنید.

مطلب پیشنهادی

ذهن یک کامپیوتر زنده نیست

ذهن یک کامپیوتر زنده نیست! آنتویو دامازیو در پاسخ به این سوال که چرا مقایسه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *