پرسشنامه کنترل فکر

AnchorAnchorAnchorپژوهش روی راهبردهای کنترل تفکر، اجزای آنها و تاثیرشان بر رفتار،  از زمانی آغاز شد که وگنر[۱] و همکاران، پارادایم[۲] سرکوبی تفکر را در حوزه سبب شناسی اختلالهای روانی معرفی کردند(ولز و دیویس[۳]، ۱۹۹۴). مراد از سرکوبی، تلاش تعمدی برای نیندیشدن درباره یک موضوع یا فکر خاص است. نخستین فرایند در سرکوبی یک فکر، جستجوی تعمدی و هوشیار افکار سرکوب نشده یا فکر هدف و حفظ فکر انتخاب شده جایگزین در هوشیاری است. هر بار رخداد فکر هدف موجب می شود فرد به دنبال عاملی باشد که حواس وی را از متغیر نارحت کننده منحرف نماید. این منحرف کننده می تواند محرکی خارجی(مثل صحبت با دیگران) یا محرک درونی(مانند اندیشیدن به افکار هماهنگ با خلق ) باشد. دومین فرآیند، جستجوی خودکار هدف نامیده می شود که طریق آن سرکوبی نیازمند نوع نظارت بر حضور فکر هدف است تا در صورت ناکامی، این فرایند منحرف کننده جستجو شده و به کار افتد(پوردون[۴]، ۱۹۹۹). در این فرآیند هدف اصلی سرکوبی افکار مزاحم و ناخواسته[۵] ناراحت کننده است . افکار ناخوانده عموما دارای ریشه درونی درونی بوده و به عنوان افکار، تصاویر یا تکانه های تکرار شونده، غیرقابل قبول و ناخوشایند تعریف می شوند(کلارک[۶] و پوردون، ۱۹۹۵؛ به نقل از آبراموویتز و شویگر[۷]، ۲۰۰۹). این گونه افکار و تلاش برای کنترل آنها از پیشایندها و یا همبسته های برخی از مشکلات روان شناختی هستند. در این راستا، پژوهشها نشان داده اند افکار ناخوانده[۸] و به لحاظ ذهنی غیر قابل کنترل، ویژگی اصلی اختلالهایی مانند وسواسی-اجباری(رینولدز[۹] و ولز، ۱۹۹۹)، خوبیمارانگاری(فهم و هویر[۱۰]، ۲۰۰۴)، اضطراب منتشر(کولز و هیمبرگ[۱۱]، ۲۰۰۵)، افسردگی(روسیس[۱۲] و ولز، ۲۰۰۸)، استرس پس از سانحه(اسکارپا، ویلسون، ولز، پارتیکن و تاناکا[۱۳]، ۲۰۰۹)، اختلالهای خوردن، سوء مصرف مواد و اختلال بیش فعالی-نقص توجه در بزرگسالان(آبراموویتز و شویگر، ۲۰۰۹) هستند.

افکار پریشان کننده مزاحم، تجربه هایی همه گیر و معمول هستند که انسانها از راهبردهای مختلفی جهت کنترل یا مقاومت در برابر آنها استفاده می کنند و برخی از این راهبردها با تنش های عاطفی(مور[۱۴] و آبرموویتز، ۲۰۰۷) و برخی با مشکلات روان شناختی اندک و آرامش روانی(یامائوچی و سادو و تانو[۱۵]، ۲۰۰۹) رابطه دارند. ولز و دیویس(۱۹۹۴) با الهام از وگنر و همکاران، تلاش کردند فنون مقابله ای شناختی افراد در برابر افکار ناخواسته را، که راهبردهای کنترل تفکر نامیدند، به شکل تجربی مورد بررسی قرار دهند. آنان پنج راهبرد کنترل تفکر را بر اساس مطالعات خود معرفی کردند که افراد برای مقابله با افکار ناخواسته ناشی از رخدادهای منفی و نامطبوع استفاده می کنند.

یکی از این راهبردها، راهبرد پرت کردن حواس[۱۶] به معنای تغییر عمدی توجه از فکر ناراحت کننده به فکری دیگر است. کنترل اجتماعی یا راهبردهای اجتماعی[۱۷] به مفهوم بهره گیری از شگردها و روشهایی مبتنی بر استفاده از حمایت و کمک اطرافیان (مانند صحبت کردن در مورد فکر آزاردهنده و مزاحم با دیگران) است که دومین راهبرد کنترل تفکر می باشد. سومین راهبرد، نگرانی[۱۸] است که منظور از آن تمرکز بر فکر ناراحت کننده و درجا زدن روی آن است. در حقیقت، در این راهبرد، فرد درگیری و اشتغال ذهنی قابل توجهی با فکر ناراحت کننده دارد. خودتنبیهی[۱۹]، راهبرد چهارم، به معنای خشم گرفتن بر خود به خاطر اندیشیدن به موضوع ناراحت کننده و استفاده از روشهایی مانند نیشگون گرفتن خود یا سیلی زدن به خود برای کنترل تفکر می باشد. آخرین راهبرد، ارزیابی مجدد تفکر[۲۰] است. به هنگام بهره گیری از این راهبرد، فرد تلاش می نماید تا فکر را با بهره از روشهایی مانند به چالش کشیدن اعتبار فکر آزارنده یا بررسی روشهای دیگر اندیشیدن درباره آن باز تفسیر کند(موریسون[۲۱] و ولز، ۲۰۰۰؛ کمپل[۲۲] و موریسون، ۲۰۰۷).

ولز و دیویس(۱۹۹۴) به منظور سنجش تفاوتهای فردی در کاربرد دامنه ای از راهبردهای کنترل تفکر، ارتباط بین آنها و مشکلات روان شناختی، پرسشنامه کنترل تفکر را طراحی کردند. آنان مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای تدوین نمودند که در آن از ۱۰ نفر فرد سالم و ۱۰ نفر بیمار درباره روشهایی که برای کنترل افکار ناخواسته استفاده می کنند، سوال کردند. بر اساس اطلاعات حاصل، گویه هایی طراحی و روی گروه بزرگی از دانشجویان اجرا گردید. دوبار تحلیل عاملی نتایج به دست آمده از گروه، موجب ساخته شده پرسشنامه حاضر گردید.

این پرسشنامه توسط ولز و دیویس(۱۲) برای ارزیابی تفاوتهای فردی در بهره گیری از راهبردهای گوناگون کنترل فکر و رابطه آن با آسیب پذیری هیجانی تهیه شده است. این پرسشنامه دارای پنج خرده مقیاس توجه برگردانی(D)، تنبیه(P)، ارزیابی مجدد(R)، نگرانی (W) و کنترل اجتماعی (S) می باشد. ضریب آلفای کرونباخ، خرده مقیاسهای پرسشنامه از ۶۴/۰ تا ۷۹/۰ گسترده است. همبستگی های آزمون-آزمون مجدد در یک فاصله ی زمانی ۶ هفته ای به شرح زیر بود: توجه برگردانی(۷۲/۰)، کنترل اجتماعی(۷۹/۰)، نگرانی(۷۱/۰)، تنبیه(۶۴/۰) و ارزیابی مجدد(۶۷/۰) و کل پرسشنامه(۸۳/۰) (۱۲). این ارقام پایایی های قابل قبول تا خیلی خوب را نشان می دهد. در مورد روایی سازه، خرده مقیاسهای نگرانی و تنبیه پرسشنامه ی کنترل فکر، با تعدادی از مقیاسهای مختلف اختلال عاطفی، همبستگی مثبت دارند(۲۱-۲۲). روایی افتراقی پرسشنامه کنترل فکر در مطالعاتی که به مقایسه ی گروه های بیمار و علامت دار پرداخته اند، نشان داده شده است(۱۴). در ایران گودرزی و اسماعیلی ترکانبوری(۲۳) ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه ۸۱/۰ و برای هر یک از خرده مقیاسها به شرح زیر گزارش کرده اند: توجه برگردانی(۷۹/۰)، کنترل اجتماعی(۷۰/۰)، نگرانی(۷۰/۰)، تنبیه(۷۶/۰)، ارزیابی مجدد(۷۰/۰). در این پژوهش میزان الفای کرونباخ برای کل پرسشنامه TCQ ۷۶/۰ و برای هر یک از خرده مقیاسهای توجه برگردانی(۷۶/۰)، کنترل اجتماعی(۶۸/۰)، نگرانی(۶۴/۰)، تنبیه(۶۵/۰)، ارزیابی مجدد(۶۹/۰) به دست آمد.

تعدادی از نمونه سوالات پرسشنامه :

۱- وقتی من یک فکر ناخوشایند یا ناخواسته را تجربه می کنم، به جای ان یک فکر مثبت را به ذهن می آورم.

۲- وقتی من یک فکر ناخوشایند یا ناخواسته را تجربه می کنم، به خودم می گویم که زیاد احمق نباش.

مشخصات فایل پرسشنامه:

روایی و پایایی: دارد

تعداد صفحات: ۱۰

تاریخچه: دارد

تعریف مفهومی: دارد

قالب فایل: pdf

منبع: دارد

تعداد سوالات:۳۰

نمره گذاری: دارد

پرسشنامه اصلی به لاتین: دارد

مقاله بیس فارسی: دارد

تعداد مقالات همراه : ۲


[۱] – Wegner

[۲] – paradigm

[۳] – Davies & Wells

[۴] – Purdon

[۵] – unwanted

[۶] – Clark

[۷] – Abramowitz & Schweiger

[۸] – intrusive

[۹] – Reynolds

[۱۰] – Fehm, Hoyer

[۱۱] – Coles, Heimberg

[۱۲] – Rousis

[۱۳] – Scarpa, Wilson, Patriquin &Tanaka

[۱۴] – Moore

[۱۵] – Yamauchi, Sudo & Tanno

[۱۶] – distraction

[۱۷] – social strategies

[۱۸] – worrying

[۱۹] – self-punishment

[۲۰] – re-appraisal

[۲۱] – Morrison

[۲۲] – Campell

۵,۰۰۰ تومان – خرید

مطلب پیشنهادی

نظریه چندگانه هوش گاردنر

نظریه چندگانه هوش گاردنر و تقسیم بندی های آن

نظریه چندگانه هوش گاردنر نظریه چندگانه هوش گاردنر بر این مبنا است که عملیات ذهن …