سه شنبه , ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱

انگیزش تحصیلی چیست؟

مربیان، معلمان و والدین انگیزش را به عنوان کلید عملکرد آموزشی موفقیت آمیز به حساب می آورند. تاثیر انگیزش دانش آموزان در مدرسه بر پیامدهای آموزشی یکی از زمینه های مهم در پژوهش های آموزشی می باشد.. از انگیزش به عنوان انرژی و سائق دانش آموزان برای درگیر شدن در فعالیت های یادگیری یاد می شود. انگیزش نقش بزرگی در علاقه دانش آموزان نسبت به مدرسه، تحصیل و لذت بردن از فعالیت ها ایفا می کند  و به عنوان یکی از پایه های روانشناختی موثر در پیشرفت دانش آموزان بوده و جهت گیری هدف دانش آموزان را در محیط کلاس درس هدایت می کند. انگیزش نقش موثری در پیش بینی پیشرفت دارد و تا اندازه ای تابع ادراک از سبک های فرزند پروری است. نظریه های اخیر انگیزش پیشرفت، بیشتر بر هدف های افراد در موقعیت های آموزشی تاکید داشته و رفتارهای آموزشی، فرایندهای شناختی و پیشرفت را تحت تاثیر قرار می دهند. یکی از نظریه های اخیر انگیزش، نظریه هدف پیشرفت است که از سال ۱۹۸۰ بر محافل علمی امریکا چیره شده و مطالعات انگیزش را تحت سلطه خود در آورده است. در ادامه در مورد انگیزش تحصیلی بیشتر توضیح داده می شود.

از دیدگاه آموزشی، انگیزه، ساختاری چند وجهی است که با یادگیری و پیشرفت تحصیلی مرتبط است و در بر گیرنده باورهای شخص درباره توانایی انجام فعالیت مورد نظر، دلایل یا اهداف فرد برای انجام آن فعالیت، و واکنش عاطفی مرتبط با انجام آن می باشد(گرین، اریف، مارتین، کولمار، مارش و همکاران، ۲۰۱۲). سازه انگیزش تحصیلی از جهتی به رفتارهایی اطلاق می شود که به یادگیری و پیشرفت در تحصیل مربوط است. این سازه نیرویی درونی است که یادگیرنده را به ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارهای تلاش برای موفقیت و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است، سوق می دهد ( پینتریچ و شانک، ۲۰۰۲) در زمینه های آموزشی انگیزش تحصیلی دانش آموزان و درگیر شدن آنها نقش معنی داری در پیشرفت و علاقه های آنها در مدرسه و لذت از مطالعه دارد (شانک، پینتریچ و میس ، ۲۰۰۸). در موسیقی، ورزش، و کار نیز انگیزه و میزان درگیر شدن افراد، رابطه معنی داری با مقدار تلاش و زمانی که آنها سرمایه گذاری می کنند، دارد که به همان نسبت منجر به تسلط بیشتر در مهارت ها و عملکرد می شود (اسمیت، ۲۰۰۵).

پیشرفت تحصیلی به توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی اطلاق می شود که به وسیله آزمون های فراگیری استانداردشده یا آزمون های معلم ساخته اندازه گیری می شود(نویدی، ۱۳۸۲). به طور کلی این اصطلاح به معنای مقدار یادگیری آموزشگاهی فرد است، به طوری که بتوان آنها را در مقوله کلی عوامل مربوط به تفاوت های فردی و عوامل مربوط به مدرسه و نظام آموزش و پرورش مورد مطالعه قرار داد (سولیمن نجهد و سهران، ۲۰۰۲). در واقع پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان یکی از مهم ترین ملاکهای ارزیابی عملکرد معلمان محسوب می شود. برای دانش آموزان نیز معدل تحصیلی معرف تواناییهای علمی آنها برای ورود به دنیای کار و اشتغال و مقاطع تحصیلی بالاتر است؛ بنابراین نظریه پردازان تربیتی بسیاری از پژوهشهای خود را بر شناخت عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی تمرکز کرده اند (درتاج، لک پور و بهلولی، ۱۳۹۲). همچنین از آنجایی که شرط مهم برای رشد و شکوفایی هر جامعه ای وجود افراد آگاه، کارآمد و خلاق است، لذا پرورش و تقویت انگیزه پیشرفت سبب ایجاد انرژی و جهت دهی مناسب رفتار، علایق و نیازهای افراد در راستای اهداف ارزشمند و معین می شود. در واقع انگیزه پیشرفت به عنوان یک عامل مهم در عملکرد تحصیلی قلمداد می شود. انگیزه پیشرفت به عنوان یک زمینه نسبتا ثابت در دانش آموزان، از جمله مهم ترین انگیزه ها یا نیازهای اکتسابی هر فرد است (بیابانگرد، ۱۳۸۴). انگیزش پیشرفت تحصیلی عبارت است از گرایشی همه جانبه به ارزیابی عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارهای تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است(وستلند و آرچ، ۲۰۰۱). مک کلند نیز نیاز و انگیزه پیشرفت را نتیجه تعارض هیجانی بین امید به موفقیت و میل به دوری و گریز از شکست می داند. اینکه امید به موفقیت از سویی به هیجانات و عقاید مثبت پیرامون موفقیت وابسته است و از سوی دیگر ترس از شکست به هیجانات منفی و اینکه موقعیت پیشرفت دور از دسترس و خارج از توان او می باشد، مرتبط است (آستین مای و اسپیناس، ۲۰۰۹).

تاکنون مقیاس های متعددی برای سنجش انگیزش تحصیلی تدوین شده است. این مقیاس ها به طور معمول برای سنجش در مقاطع متوسطه و دانشگاه در نظر گرفته شده و رواسازی شده اند و از آنها مکرر استفاده شده است. اما اکثر این ابزارها بر اساس یک یا تعداد محدودی نظریه تهیه شده است. با توجه به اهمیتی که در این سال ها به ترکیب نظریه ها و عدم استفاده از دیدگاه های تک بعدی وجود دارد، مارتین (۲۰۰۸) در خصوص انگیزش تحصیلی و درگیر ساختن دانش آموزان در امور تحصیلی، چرخه ای را تحت عنوان چرخه انگیزش و درگیری تحصیلی مطرح می کند که دارای چهار بعد رفتاری سازگار و ناسازگار و ابعاد شناختی سازگار و ناسازگار می باشد. او برای تعیین مؤلفه های این چرخه و هر یک از سطوح، از نظریه های متعدد شناختی و رفتاری در حوزه انگیزش استفاده کرد. برای مثال، نظریه خودکارآمدی بندورا(۱۹۹۷) که شامل مؤلفه خودکارآمدی؛ نظریه اسناد و کنترل (کان نل، ۱۹۸۵؛ وینر”، ۱۹۹۶) که شامل مؤلفه اسناد و احساس کنترل؛ نظریه ارزش گذاری (ایکلز، ۱۹۸۳؛ ویگفیلد، ۱۹۹۴؛ ویگفیلد و ایکلز، ۱۹۹۲، ۲۰۰۰؛ ویگفیلد و تانکس، ۲۰۰۲) که منعکس کننده بعد ارزش گذاری؛ نظریه خود تعیین گری (ریان و دسی، ۲۰۰۰) که بیانگر بعد جهت گیری هدف یا انگیزه، نیاز به پیشرفت و خودارزشی (اتکینسون،۱۹۵۷؛ کاویتون و املیچ، ۱۹۹۱؛ مک کلند، ۱۹۹۵) که مؤلفه هایی چون اجتناب از شکست، اضطراب، خود معلول سازی و عدم درگیری در فعالیت های تحصیلی؛ و در نهایت نظریه خودتنظیمی (مارتین، ۲۰۰۱، ۲۰۰۳؛ میلر، گرین، مانتالو، راویندران و نیکلاس، ۱۹۹۹؛ زیمرمن، ۲۰۰۲) که شامل مؤلفه هایی مانند برنامه ریزی، مدیریت تکلیف و پافشاری می باشد. مارتین برای وضع نظریه چند بعدی نه تنها از این نظریه ها استفاده کرده است بلکه مؤلفه های جدیدی نیز به آنها افزوده است.

مطلب پیشنهادی

رضایت زناشویی چیست

رضایت زناشویی چیست؟

یکی از مهم ترین تعاریف مفهوم رضامندی زوجیت با رضایت زناشویی توسط “هاپکینز” انجام گرفته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − چهارده =