باورهای غلط چگونه ایجاد میشوند و علم روانشناسی آنها را چگونه رفع میکند؟

احساسات و تجربیات زندگی هر فرد بازتابی از باورهای او است که در این پست، آزمودنی به این سوال که باورهای غلط چگونه ایجاد میشوند و راهکارهای روانشناسی برای تشخیص، بهبود و رفع باورهای اشتباه چیست که در چهار زمینه روانشناسی به آنها می پردازیم.

آنچه در ادامه با هم میخوانیم:

  • چگونه باورهای غلط شکل می گیرند
  • راهکار روانشناسی مثبت گرا؛ ذهن آگاهی
  • راهکار درمان شناختی رفتاری؛ CBT
  • راهکار روانشناسی بالینی: PSYCH-K
  • آموزش مثبت از دوران کودکی به جهت پیشگیری از ایجاد باورهای غلط 

 

سیستم های اعتقادی، اساس جهان بینی افراد هستند. ما اعتقاداتی داریم که در واقع بر اساس احساسات و تجربه زندگی پایه گذاری شده اند.

این سیستم های اعتقادی جهان بینی ما را شکل می دهند، زیرا:

باورهای غلط چگونه ایجاد میشوند

“ما در دوران کودکی سیستم های اعتقادی خود را یاد می گیریم و سپس در زندگی حرکت می کنیم و تجربیاتی را ایجاد می کنیم که با باورهای ما مطابقت داشته باشد. به زندگی خود برگردید و توجه کنید که چند بار تجربه مشابهی را زندگی کرده اید. “

اگر وقت نگذاشته اید تا درباره تجربیاتی که داشته اید که چگونه آنها باورهای فعلی شما را شکل داده اند تأمل کنید، این مقاله به شما کمک می کند.

و اگر اغلب در مورد تجربیات و جهان بینی خود فکر می کنید ، آخرین باری که این کار را انجام دادید کی بود؟ این مقاله برای شما نیز جواهراتی از نوع شناخت و خودشناسی دارد.

 

چگونه باورهای غلط شکل می گیرند؟

بسیاری از باورهای ما در دوران کودکی، از والدین و دیگر بزرگسالان تأثیرگذار، در مغز ما ریشه دوانده است.

در بیشتر موارد، این باورها تا نقطه خاصی به ما کمک می کند. اما پس از آن نقطه، برخی از باورها محدود کننده و شاید حتی مضر شوند.

به عنوان مثال، ممکن است در کودکی یاد بگیرید که اتاق خود را تمیز کنید تا والدین شما از شما راضی باشند. وقتی این نوع انگیزه عادی می شود، می توانید طرز فکر خود را در مورد انجام کارهایی که مورد تأیید دیگران است جلب کنید.

این نوع باورها با افزایش سن می تواند مضر باشد.

با افزایش سن، سیستم اعتقادی آنها می تواند درد و رنج زیادی را که تجربه می کنند ایجاد کند. باورهای نادرست در طول سالیان متمادی ایجاد می شوند و مردم این باورها را بدون زیر سوال بردن اعتبارشان آنها تثبیت می کنند – در آن زمان، شما فقط بچه ای بودید که نظافت اتاق خود را یاد گرفتید. اکنون شما یک فرد بالغ تشنه تایید هستید.

حتی اگر آن مثال منعکس کننده تجربه زندگی ما نباشد، آیا می توانید به هر سیستم اعتقادی که در دوران کودکی خود شکل داده اید فکر کنید و چگونه آنها بر ذهنیت امروز شما تأثیر می گذارد؟

همانطور که ذهن ما افکار خود را تداعی می کند، ما دو انتخاب داریم: فکر را باور کنید یا فکر را نادیده بگیرید.

بی توجهی به افکار نیاز به آگاهی و توجه حاد دارد. بسیاری از مردم نمی دانند که هر فکری که به ذهنشان خطور می کند درست نیست و آنها قادر به رمزگشایی باورهای معتبر از باورهای غلط نیستند.

این ناتوانی در تشخیص باورهای غلط از باورهای واقعی ممکن است منجر به احساسات دردناک شود، هر چند که آنها خود ساخته شده باشند. احساسات منفی جزء ضروری زندگی هستند، اما وقتی اولویت خود را بر تفکر منطقی و زندگی شاد بگذارید دیگر مفید نیستند.

هنگام شروع به کشف باورهای غلط، مردم باید متوجه شوند که جهان درونی آنها به اندازه جهان بیرونی آنها اهمیت دارد.

دنیای بیرونی خانواده، دوستان و شغل به رشد و رضایت فرد در زندگی مربوط است، اما تمرکز بر دنیای داخلی فرد، اگر نگوییم بیشتر، به همان اندازه مهم است. دنیای داخلی جایی است که باورهای غلط توسط ذهن فرد با سرعت زیاد ایجاد می شود.

بدون نگاه به درون و مشاهده نحوه تبدیل افکار ما به باورهای نادرست، به آنها اجازه می دهیم تا به حالات روانی مضر و احساسات منفی طولانی مدت کمک کنند. این معمولاً منجر به احساس ناراحتی روانی می شود ، بدون اینکه بدانید چرا، و سپس احساس گناه را “بی دلیل” احساس می کنید.

نگاهی عینی به حالات درونی فرد به تکامل او کمک می کند، به ویژه هنگامی که در حال بزرگ شدن است.

نوجوانان اغلب در مورد احساسی که دارند احساس سردرگمی می کنند و ممکن است مهارت هایی برای خود تنظیمی و کنار آمدن نداشته باشند. با فشار بیشتر از سوی مدرسه و همسالان، بسیاری از باورهای نادرست شکل می گیرد که باعث می شود نوجوانان احساس عصبانیت، سوءتفاهم و ناامنی کنند. به نوبه خود، این امر فرزندپروری را بسیار دشوار می کند.

خوشبختانه، گزینه های زیادی برای مقابله با بدبینی ایجاد شده توسط ذهن وجود دارد.

در روانشناسی مثبت گرا، درمان رفتاری شناختی و روانشناسی بالینی، تمرینات واقعی وجود دارد. آموزش مثبت همچنین یک روش عالی برای کمک به دانش آموزان برای کاهش تعداد باورهای غلط است.

این مقاله هر چهار رویکرد را به عنوان دروازه ای برای درک باورهای خود محدود کننده و چگونگی افزایش آگاهی از آنها بررسی می کند.

 

راهکار روانشناسی مثبت گرا؛ ذهن آگاهی 

اعتقادات نادرست هنگامی که به عنوان حقیقت تلقی می شوند به یک مسئله تبدیل می شوند.

به عنوان مثال، شاید فرض کنید که هر فکری که به ذهن شما خطور می کند درست است و شاید هنگامی که آنها وارد ذهن شما می شوند، باور کنید و نادیده گرفتن آنها در توان شما نیست.

اکثر مردم روزانه بین ۶۰ تا ۸۰ هزار فکر دارند. تصور کنید اگر هر فکری در مورد خودمان و جهان ما درست باشد – چگونه می توانیم این همه افکار منحصر به فرد در مورد همه آن ها داشته باشیم؟

به طور ناخودآگاه، شما بسیاری از افکار را که وارد مغز شما می شوند نادیده می گیرید. گام بعدی این است که افکار ناخوشایند را که به درد شما نمی خورد شناسایی کرده و آنها را از نزدیک بررسی کنید. با درکِ ترس پشت باورهای محدود کننده ی خود می توانیم اجازه دهیم این افکار را رها کنیم.

باورهای غلط چگونه ایجاد میشوند

روانشناسان مثبت گرا به سادگی تمام افکار و احساسات منفی را از بین نمی برند که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنند. در عوض، سعی می کند شرایط منفی را به طور کامل تجربه کند، بدون اینکه اجازه دهد رگبار افکار تند حقیقت را نشان دهد.

افراد تا زمانی که اعتقادات، افکار، ادراکات، اعمال و احساسات خود را به چالش نکشند و زیر سوال نبرند، کنترل چندانی بر حالات روانی خود ندارند.

باورهای غلط و محدودکننده مانند انگل هستند: آنها تا زمانی که فکر یا رویدادی پاسخ آنها را برانگیزد در ذهن غیر فعال می مانند. سپس آنها توانایی تفکر معقول و منطقی افراد را مختل می کنند و بر ادراکات و دیدگاه ها به طریقی مخرب تأثیر می گذارند (سیسگولد ، ۲۰۱۳).

روانشناسی مثبت روشهای عملی ارائه می دهد که به ما کمک می کند تا باورهای غلط را زیر سوال ببریم. یکی از این روشها ذهن آگاهی است که رکن روانشناسی مثبت است.

ذهن آگاهی فقط به معنای مدیتیشن نیست. همانطور که توسط جان کابات زین ، متخصص ذهن آگاهی تعریف شده است، ذهن آگاهی توجه هدفمند به افکار و احساسات بدون قضاوت است. این واقعا در مورد زندگی در لحظه زندگی است (۲۰۱۵).

تمرین ذهن آگاهی افراد را با ابزارهایی آشنا می کند تا با افکار و احساسات آنها آشنا شوند. این به مردم اجازه می دهد تا داستانها و سناریوهای اشتباه را که اغلب ذهن آنها ایجاد می کند، برچسب گذاری کنند، نه اینکه آنها را به عنوان بخشی از هویت ما جذب کنند.

وقتی مردم شروع به مشاهده این افکار و یادگیری نحوه ایجاد باورها در ذهن می کنند ، می توانند تشخیص دهند که کدام باورها واقعی هستند و کدام باورها واقعی نیستند. با گذشت زمان و تمرین، ذهن آگاهی به مردم اجازه می دهد تا دیگر به عنوان زندانی ذهن با خلبانی خودکار زندگی نکنند.

از نظر علمی ثابت شده است که تمرین ذهن آگاهی تعداد احساسات مثبت افراد را افزایش می دهد.

از آنجا که احساسات وابسته به اعتقادات هستند و باورها با افکار مرتبط هستند، این برای افراد ارزشمند است که وقت بگذارند تا ذهن خود را در عمل مشاهده کنند (۲۰۱۵).

مطلب مشابه: پاورپوینت کاهش استرس با ذهن آگاهی

راهکار درمان شناختی رفتاری؛ CBT

درمان شناختی-رفتاری بر اساس این ایده است که افکار درونی-و نه محیط های بیرونی-باعث ایجاد احساسات و رفتارهای افراد می شوند (NACBT ، ۲۰۱۴).

تمرکز CBT بر تغییر طرز فکر و شکل گیری باورهای مردم است، نه تغییر محیط بیرونی و سایر افراد.

هدف از جلسات درمانی CBT این است که به مشتریان آموزش دهد چگونه با شرایط نامطلوب برخورد کنند، نه اینکه تحت فشار قرار گیرند.

درمانگران به مراجعان نمی گویند که چه احساسی داشته باشند، بلکه آنها مهارت هایی را در اختیار مشتریان قرار می دهند تا بتوانند در تمام موقعیت هایی که زندگی آنها را تهدید می کند، کنترل کنند (NACBT ، ۲۰۱۴).

به طور خلاصه، با استفاده از روش سقراطی، پزشکان CBT با طرح سوالات زیادی در مورد افکار و باورهای مشتریان، در شکستن باورهای غلط کمک می کنند.

 

CBT یک رویکرد بالینی مبتنی بر ریشه ارائه می دهد که ارتباطات بین افکار، اقدامات و الگوهای رفتاری ما را برجسته می کند. با آگاهی از باورهای اساسی خود در مورد خود، مشتریان می توانند از ابزارهای روانشناسی مثبت مانند تکنیک های ذهن آگاهی نیز برای سیم کشی مجدد مغز خود استفاده کنند.

با ادامه این مقاله، ممکن است متوجه شوید که بین این روشهای بالینی برای پرداختن به باورهای خود محدود کننده پیوندهای زیادی وجود دارد.

مطلب مشابه: پرپوزال بررسی اثربخشی آموزش cbt به شیوه داتیلیو بر دلزدگی زناشویی 

 

راهکار روانشناسی بالینی: PSYCH-K

روانشناسی بالینی بر کشف خاک باورهای محدود کننده و غلط در سطح ناخودآگاه متمرکز است.

هنگامی که ذهن آگاه است، افکار، باورها و احساسات را به وضوح می بیند. ضمیر ناخودآگاه نمی تواند آن چیزها را به وضوح تشخیص دهد.

درمان های جدید بدن و ذهن مانند PSYCH-K و تحریک الکتریکی جمجمه ای برای ریشه کن کردن باورهای غلط که ادراک منفی افراد را ایجاد می کند ، مورد استفاده قرار می گیرد. به همان روشی که مدیتیشن می تواند مغز را دوباره سیم کشی کند، این نوع درمان نورون ها را وادار می کند تا حافظه سلولی را تغییر دهند.

باورهای غلط چگونه ایجاد میشوند

این روش به بیماران اجازه می دهد نه تنها باورهای جدیدی ایجاد کنند بلکه رفتار خود را نیز بهبود بخشند (چارتیر ، ۲۰۱۰).

هر رشته روانشناسی رویکردهای مربوط به مدیریت باورهای غلط و محدود کننده را ارائه می دهد. در هسته هر یک از آنها امید به دست آوردن آگاهی از افکار، ایجاد درک بهتر از سیستم اعتقادی فرد وجود دارد.

 

آموزش مثبت از دوران کودکی به جهت پیشگیری از ایجاد باورهای غلط 

آموزش مثبت بر توسعه رفاه دانش آموزان متمرکز است، زیرا او مراحل مهم رشد در زندگی خود را پشت سر می گذارد (سلیگمن ، ارنست ، گیلهام ، ریویچ و لینکینز ، ۲۰۰۹).

تعداد زیادی از دانش آموزان هستند که رضایت، انعطاف پذیری یا معنای کمی از زندگی دارند (سلیگمن ، ارنست ، گیلهام ، ریویچ و لینکینز ، ۲۰۰۹). آموزش مثبت می تواند به دانش آموزان در مبارزه با باورهای غلط آنها کمک کرده و آنها را قبل از ورود به بزرگسالی کاهش دهد.

تحقیقات در مورد آموزش مثبت نشان داده است که نه تنها پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را بهبود می بخشد، بلکه قدرت دانش آموزان را افزایش داده و افسردگی را کاهش می دهد.

وقتی دانش آموز در سنین جوانی قرار می گیرد، نه تنها بهبودی در رفتار و مشارکت مشاهده می شود، بلکه دانش آموز همچنین یاد می گیرد که چگونه نقاط قوت فردی خود را تقویت کند (شیلا م. کلونان و همکاران ، ۲۰۰۴).

این می تواند به دانش آموزان کمک کند تا بیش از حد با افکار مضطرب خود همذات پنداری نکنند و در عوض بین باورهای غلط و واقعی تمایز قائل شوند.

مداخلات روانشناسی مثبت که در آموزش مثبت استفاده می شود شامل شناسایی و توسعه نقاط قوت، پرورش قدردانی و تجسم بهترین خود ممکن است (سلیگمن و همکاران ، ۲۰۰۵ ؛ شلدون و لیوبومیرسکی ، ۲۰۰۶).

متاآنالیز انجام شده توسط Sin و Lyubomirksy (2009) با ۴،۲۶۶ شرکت کننده نشان داد که مداخلات روان شناسی مثبت شادی را افزایش داده و علائم افسردگی را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. این مداخلات می تواند به دانش آموزان کمک کند تا با مرحله رشد خود سازگار شوند بدون آنکه مضطرب به نظر برسند تا افکار خود را به طور عینی مطالعه کنند.

 

هنگامی که باور منفی و خود محدود کننده بعدی وارد مغز شما می شود، از کدام یک از این روش ها ممکن است استفاده کنید؟ آیا راه هایی برای پرداختن به باورهای خود محدود کننده وجود دارد که ما به آنها اشاره نکرده ایم؟

لطفاً نظرات خود را در قسمت پایین  برای ما بنویسید.

 

مطلب پیشنهادی

خانمی روی صندلی و در میانه ناراحتی ها

نحوه کاهش استرس در زندگی و تشخیص به هنگام آن

استرس بخشی از زندگی روزمره است و در حال بیشتر شدن میزان آن است، آزمودنی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + یازده =